تبليغاتX
ღ •* *•..•*عشق های کریستالی•* *•..•* ღ

ღ •* *•..•*عشق های کریستالی•* *•..•* ღ

๑۩๑ دلنوشته های من ๑۩๑

تمنا

گفتی که می بوسم تو را
گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بیند کسی
گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ؟؟
گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو رو گویم برو؟؟
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

+ نوشته شده در  جمعه 16 مرداد1388ساعت 0:27 AM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

کاش...!!!

كاش مرا به بوسه‏هاى دهانش
ببوسد.
عشق ِ تو از هر نوشاك ِ مستى‏بخش
گواراتر است.
عطر ِ الاولین
نشاطى از بوى خوش ِ جان ِ توست
و نامت خود
حلاوتى دلنشین است
چنان چون عطرى كه بریزد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 3:37 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

نمیدانم

tifooses.coo.ir

وقتی هستی آنقدر محو تماشا و در کنار تو بودن هستم  که از گذر سریع لحظات غافل می شوم
دوست دارم این لحظات کنار هم بودن را تا بی نهایت ادامه دهم...
وقتی هستی همه چیز "تو" می شود و من سراپا چشم
نمیدانی... نمیدانم.. هیچ کس نمی داند  که چه قدر عاشقت هستم
چه قدر برای کنار تو بودن پرپر میزنم
چه قدر همیشه نگرانت هستم
همیشه چشم به راهت هستم
خدایا کی این هجران را پایان میدهی؟
خدایا این عشق پاک را از ما مگیر
هر روز بر این عشق فزونی بخش و آن را شعله ور تر کن

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 6:53 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

دوست داشتن دل میخاد نه دلیل

 یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟

من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم


ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

 
باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون



عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه كه نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم



عشق واقعی هیچوقت نمی میره

این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره

"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

"ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"سرنوشت تعیین میكنه كه چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب

حكم می كنه كه چه شخصی در قلبت بمونه
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 4:52 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

میدونم بر میگردی

حرفي براي گفتن نمانده

وقتي تو خاموشي چه دليلي هست براي شادي

وقتي تو نيستي چه بهانه‌اي براي گريه هست

وقتي حضور چشمانت نيست چه نيازي به زندگي است

وقتي تو ميروي چه اهميتي دارد تپيدن قلب

وقتي عشقت را دريغ کردي بيهوده شد وجود من

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 3:56 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

سال نو مبارک

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

http://aycu26.webshots.com/image/49785/2002455099245684258_fs.jpg

      بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 5:18 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

تنهایی

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

 تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...

 تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...

 تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. .

تنهايي را دوست دارم زيرا....

در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان

خواهم کرد.

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 5:36 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

"وسيع باش .... ".

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

مي داني ؟ انسانهاي زيادي بر من گذر كردند و روزهاي زيادي ...

انسانهاي زيادي بر من گذر خواهند كرد و روزهاي ديگري نيز ....

از ميان تمام آن روزها , تنها يك چيز برايم باقي ماند .

 يك چيز ....

ياد انساني كه آمده بود ,

 تا بماند ....

 

 

ميان خورشيد هاي هميشه

زيبايي تو   

               لنگريست -

خورشيدي كه

                           از سپيده دم همه ستارگان بي نيازم مي كند .

نگاهت

              شكست ستمگريست -

نگاهي كه عرياني روح مرا

                                 از مهر  جامه اي كرد

بدان سان كه كنونم

                         شب بي روزن هرگز

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  شنبه 3 اسفند1387ساعت 11:11 AM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

ولنتاین مبارک

»-(¯`v´¯)-» ولنتاین مبارکـــــــــــــــــــــــ «-(¯`v´¯)-«

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 بهمن1387ساعت 0:36 AM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

کدام عشق

چند سالی که 25

بهمن (14 فوریه)

روز ولنتاین و خرید

گل و عروسک ،

شکلات و ... در کشورمان باب شده است .

اکثر جوان ها بدون اطلاع از اینکه اصلا این

ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است، فقط می دانند

که باید برای کسانی که دوست دارند هدیه

بخرند و با این کار بر علاقه خود به آن فرد

تاکید ورزند .

    اگر روزهای اخیر به مغازه های شهرمان

سری زده باشید ، مملو از جعبه های خوشگل

کادویی ، عروسک ، شکلات و انواع و اقسام

هدایای گول زننده ست . خلاصه غوغایی شده

در این شهر شلوغ.

    انتخاب روزی به عنوان روز دوستی و

عشق در سال کار بسیار قشنگی است .بهانه ای

است که ما بتوانیم یکبار دیگر علاقه خود را به

کسی که دوستش داریم نشان دهیم که عروسک

و گل و کادو همه بهانه عشق هستند .

    حالا اصلا جریان این ولنتاین چیست ؟ از

کجا شروع شده ؟

    داستان ولنتاین از این قرار است :

    در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با

اوایل امپراطوری ساسانی در ایران ، در روم

باستان فرمانروایی بوده است به نام کلودیوس

دوم . کلودیوس ، عقاید عجیبی داشت ، از

جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که

مجرد باشد ؛ از این رو ازدواج را برای

سربازان امپراطوری روم قد غن می کند.

کلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه

ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به

ازدواج سربازان نداشت . اما کشیشی به نام

والنتیوس ( همان ولنتاین خودمان ) ، مخفیانه

عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان

جاری می کرد . کلودیوس دوم از این جریان

خبر دار می شود و دستور می دهد که ولنتاین

را به زندان بیاندازند . ولنتاین در زندان عاشق

دختر زندان بان می شود . سرانجام کشیش به

جرم جاری کردن عقد عشاق با قلبی عاشق

اعدام می شود . . .
   

 

 بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه

عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می

شود برای عشق !

 

   امیدواریم که همیشه شاد و سربلند باشید و از

 

ابراز عشق به اطرافیانتان دریغ نکنید.


    در زندگی عشق بهاست ، برای

آن به دنبال بهانه نباشید.

I love you , you love me

Take this gift and don't ask why

Cause if you will let me I'll take what scares you

Hold it deep inside

And if you ask me why I'm with you and why I'll never leave

LOVE will show you everithng

+ نوشته شده در  شنبه 26 بهمن1387ساعت 0:31 AM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

بوسه

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

مردم زندگی می کنند

روزگار می گذرد

انار فروش انار می فروشد

و ان دیگری بوسه

و من مانده ام بوسه را بخرم و یا انار را

اخه هر دو شیرین اند 

انار با ان دانه های بلورین  

و بوسه با ان دل گرم

و من دوستم را دوست دارم

و اناری که در دل دوستم پنهان است

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 0:54 AM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

عادت..........

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

عادتم داده ای

که وقتی دستت روی گردنم میلغزد

آه بکشم

آروم و با احساس

و

تصور کنم که خوشبختم

و چشمانم مثل همیشه پر از اشک نشود

بغض نکنم

و آه بکشم و  بگویم

خوشبخت ترم کن با .......

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 1:42 AM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

قلب تو گیر من است

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

خاطراتم مال تو

  شعر هایم را ببر

    در عوض نگذار تا

       از تو باشم بی خبر

           کاشکی آن قاصدک 

              نامه ات را داده بود

                    حیف وقتی داد که 

              برگ ،برگش پاره بود

            من که میدانم هنوز 

        قلب تو گیر من است

    پس نگو این عاشقی

 باز تقصیر من است

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 دی1387ساعت 9:26 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

بخندیم...

 

 به تو که قلبم به سویت شتابان میدود

بیا لیوان آبی برداریم وبرویم زیر سایه درختی بنشینیم  یک جرعه تو بنوش یک جرعه من مینوشم

وآنگاه یک دل سیر میخندیم وتو با صدای گرفته ای میگویی که آرزویت را دوست داری ومن باصدای گرفته ای میگویم

ترا به جان تمام پروانه هایی که خندیدند دوستت دارم ...

....و آنگاه یک دل سیر میخندیم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 10:10 AM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

نامه بی جواب



سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره بازم منم همون بهونه هميشگي

فدايه مهربونيات چه ميکني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت

حال من و اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه

ابرا همه پيشه منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هرچي بگم جون خودت بازم کمه

ديشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا منو پيشت برسون

فداي تو نمي دوني بي تو چه دردي کشيدم
حقيقت و واست بگم به آخر خط رسيدم

رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي

نمي دوني چقدر دلم تنگ براي ديدنت
براي مهربونيات ، نوازشات ، بوسيدنت

به خاطرت مونده يکي هميشه چشم به راهته ؟
يه قلب تنها و کبود هلاک يک نگاهته ؟

من ميدونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا که داره دوستت مي ميره

روزات بلنده يا کوتاه دوست شدي اونجا با کسي؟
بيشتر از اين منو نذار تو غصه و دلواپسي

يه وقت منو گم مي کني تو دود اين شهر غريب
يه سرزمين غربته با صدتا نيرنگ و فريب

فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نکنه
غم غريبي عزيزم زرد و شکستت نکنه

چادر شب لطيفت تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت نا غافل نشکني

اگه واست زحمتي نيست بر سر عهدمون بمون
منم تو رو سپردمت دست خدايه مهربون

راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم

از وقتي رفتي آسمونمون پر کبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره

غصه نخور تا تو بياي حال منم اينجوريه
سرفه هاي مکررم ماله هواي دوريه

گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه که باره اوله ميره مدرسه

تو از خودت برام بگ بدونه من خوش ميگذره؟
دلت مخواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره ؟

از وقتي رفتي تو چشام فقط شده کاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون

يادت مياد گريه هامو ريختم کناره پنجره؟
داد کشيدم ترو خدا نامه بده يادت نره

يادت مياد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا کناره در منتظرم

امروز ديدم ديگه داري منو فراموش مي کني
فانوسه آرزوهامونو داري خاموش مي کني

گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
با اين که من خوب مي دونم جواب نامه با خداست

عکسايه نازنين تو با چند تا گل کنارمه
يه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
 
تنها دليل زندگي با يه غمي دوستت دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي ميارم

وقتي تو نيستي چه کنم با اين دل بهونه گير؟
مگه نگفتم چشمات و از چشم من هيچوقت نگير؟

حرف من و به دل نگير همش ماله غريبيه
تو رفتي من غريب شدم چه دنيايه عجيبيه

زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه غصه و غمه

تحملي که تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا مال مني تا هميشه؟

دلم واست شور ميزنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار

فکر نکني از راه دور دارم سفارش ميکنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميکنم

اگه بخوام برات بگم شايد بشه صدتا کتاب
که هر صفحش قصه چندتا درده و چندتا عذاب

مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات کنن
نورشونو بدرقه پاکي خنده هات کنن

يه شب تو پاييز که غمت سر به سر دل مي ذاره
غزل همون کسي که بيشتر از همه دوست داره

+ نوشته شده در  جمعه 1 آذر1387ساعت 6:43 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

غزل جووووووووووووووووووووووووووووووووووون

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد.  وبساز www.wbs.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد.  وبساز www.wbs.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد.  وبساز www.wbs.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد.  وبساز www.wbs.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد.  وبساز www.wbs.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد.  وبساز www.wbs.sub.ir

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد.  وبساز www.wbs.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد.  وبساز www.wbs.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد.  وبساز www.wbs.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد.  وبساز www.wbs.sub.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 8:45 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

دل

 

خواستم عشق را توی دستم بگیرم..............................ولی جا نشد!

 

پس گذاشـــــــــتم توی جــــــــــیبم............................. ولی جا نشد!

 

تصـــــمیم گرفتم ببرمش توی اتاق............................. ولی جا نشد!

 

بنابراین یک خونه براش گــــرفتم............................. ولی جا نشد!

 

با خـــــودم گفتم : یه بــــــــاغ ،اره............................. ولی جا نشد!

 

پس گذاشتم توی قلبم ،حالا دیگه جاش خــــــــــــــوبه خــــــــــوبه...!!!!

 

تازه فهمیدم که میگن دل ادما میتواند از همه دنیا هم بزرگترباشه یعنی چی؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 آبان1387ساعت 3:46 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

::: عشق چیست ؟؟؟ :::

::: عشق یعنی جه؟؟؟ :::
 
به كودكي گفتند :عشق چيست؟
گفت : بازي
به نوجواني گفتند : عشق چيست؟
گفت : رفيق بازي
به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت
: پول و ثروت
به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟
گفت :عمر
به عاشقي گفتند : عشق چيست؟
چيزي نگفت آهي كشيد و سخت گريست
به گل گفتم: عشق چيست؟
گفت : از من خوشبو تره
به پروانه گفتم: عشق چيست؟
گفت :از من زيبا تره
به شب گفتم عشق چيست؟
گفت: از من سوزنده تره
به عشق گفتم تو آخر چه هستي ؟؟؟
گفت نگاهي بيش نيستم اگر از شما بپرسندعشق چيست ؟شما چه ميگوييد؟؟
 
+ نوشته شده در  جمعه 12 مهر1387ساعت 2:41 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

کودکی

وقتی بزرگ میشوی ، دیگر خجالت میکشی به گربه ها سلام کنی و برای پرنده هایی که آوازهای نقره ای میخوانند ، دست تکان بدهی
...
خجالت میکشی دلت شوربزند برای جوجه قمریهایی که مادرشان برنگشته
 
فکرمیکنی آبرویت میرود اگر یک روز مردم ــ همانهایی که خیلی بزرگ شده اند ــ دلشوره های قلبت را ببینند و بتو بخندند
 
وقتی بزرگ میشوی ، دیگر نمیترسی که نکند فردا صبح خورشید نیاید ، حتی دلت نمیخواهد پشت کوهها سرک بکشی و خانه خورشید را از نزدیک ببینی
 
دیگر دعا نمیکنی برای آسمان که دلش گرفته ، حتی آرزو نمیکنی کاش قدت میرسید و اشکهای آسمان را پاک میکردی !
 
وقتی بزرگ میشوی ، قدت کوتاه میشود ،آسمان بالا میرود و تودیگر دستت به ابرها نمیرسد، و برایت مهم نیست که توی کوچه پس کوچه های پشت ابرها ستاره ها چه بازی میکنند
 
آنها آنقدر دورند که حتی لبخندشان را هم نمی بینی ، وماه ـ همبازی قدیم توـ آنقدر کمرنگ میشود که اگر تمام شب راهم دنبالش بگردی ، پیدایش نمیکنی !
 
وقتی بزرگ میشوی ، دور قلبت سیم خاردار میکشی وتمام پروانه ها را بیرون میکنی وهمراه بزرگترهای دیگر در مراسم تدفین درختها شرکت میکنی
 وفاتحه تمام آوازها وپرنده ها را می خوانی !
 
ویک روز یادت می افتد که سالهاست تو چشمانت را گم کرده ای ودستانت را در کوچه های کودکی جا گذاشته ای !
 
آنروز دیگر خیلی دیر شده است ....
فردای آنروز تو را به خاک میدهند
و میگویند :
خیلی بزرگ شده بود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 شهریور1387ساعت 10:3 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

معجزه

مهربانم، ای خوب

یاد قلبت باشد یک نفر هست که اینجا

بین آدمهایی که همه سرد و غریبند با تو

تک و تنها، به تو می اندیشد

و کمی

دلش از دوری تو دلگیر است

مهربانم ای خوب

یاد قلبت باشد، یک نفر هست که چشمش

به رهت دوخته ، بر درمانده

و شب و روز دعایش این است

زیر این سقف بلند، هر کجا هستی، به سلامت باشی

و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد

مهربانم ای خوب

یاد قلبت باشد، یک نفر هست که دنیایش را

همه هستی و رویایش را

به شکوفایی احساس تو پیوند زده

و دلش می خواهد لحظه ها را با تو به خدا بسپارد

مهربانم ای خوب

یک نفر هست که با تو

تک و تنها با تو

پر اندیشه و شعر است و شعور

پراحساس و خیال است و سرور

مهربانم این بار یاد قلبت باشد

یک نفر هست که با تو به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت هر صبح گونه سبز اقاقی ها را

از ته قلب و دلش می بوسد

و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی

و پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و آبی فردا برسی

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 5:7 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

زندگی قافیه ی شعر من است

شعر من وصف دلارایی توست

در ازل شاید این

سرنوشت من بود

می سرایم به امیدی که تو خوانی

ور نه .....

اخرین مصرع من

قافیه اش مردن بود

+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 11:31 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

داداشی جونم تولدت مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 3:12 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

بماند...

به چشم‌هات که آغاز ِ دل‌سیاهی‌ها ست،
به دست‌هات که پایان ِ بی‌پناهی‌ها ست،

دلم خوش است به رویای دل‌بَری از تو!
نگو که فتح، فقط حسرت سپاهی‌ها ست

به شوق ِ آن‌ که بیفتم به خاک، می‌جنگم
اسیر ِ تور شدن، سرنوشت ماهی‌ها ست

هزار حادثه در راه پیش ِ رو داریم
هنوز صحبت ما بر سر ِ دو راهی‌ها ست!

برای با تو پریدن دو بال کم دارم
کمر شکستنم از این زیاده خواهی‌ها ست

***
به چشم‌های تو ایمان می‌آورم کم‌کم
که عشق، بارقه‌ای در دل ِ سیاهی‌ها ست

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 6:20 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

عشق های پوشالی

TinyPic image

روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند همه از دوست

 فقط چشم و دهن ميخواهند ديو هستند ولي مثل پري ميپوشند

 گرگ‌هايي كه لباس پدري ميپوشند آنچه ديدند به مقياس نظر

 مي‌سنجند عشق‌ها را همه با دور كمر مي‌سنجند خب، طبيعي

است كه يك روزه به پايان برسند عشق‌هايي كه سر پيچ خيابان برسند

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 2:31 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

نوروز مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت 3:42 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

تو باشی من زنده ام

برف

تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست!

تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه!

 تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه!

 تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي!

 تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من!

 من زنده هستم! 

دروغه محضه به خدا...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 9:54 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

گریه نکن

دلت تنگ است میدانم ،

قلبت شکسته است می دانم ،

زندگی برایت عذاب اور است میدانم ،

دوری برایت سخت است میدانم

اما برای چند لحظه آرام بگیر عزیزم


گریه نکن که اشکهایت حال و هوای مرا نیز بارانی می کند ،

گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد

آرام باش عزیزم ، دوای درد تو گریه نیست!

بیا و درد دلت را به من بگو تا آرام بگیری ،

با گریه خودت را آرام نکن...!


با تنهایی باش اما اشک نریز ،

درد دلت را به تنهایی بگو زمانی که
تنهایی!

گریه نکن که اشکهایت مرا نا آرام میکند .!

گریه نکن چون گریه تو را به فراسوی دلتنگی ها میکشاند !

گریه نکن که چشمهایم طاقت این را ندارند

که آن اشکهای پر از مهرت را بر روی گونه های نازنینت ببینند ،

و دستهایم طاقت این را ندارند که اشکهای چشمهایت را از
گونه هایت پاک کنند .!

گریه نکن که من نیز مانند تو آشفته می شوم!
گریه نکن ، چون دوست ندارم آن چشمهای زیبایت را خیس ببینم!
حیف آن چشمهای زیبا و پر از عشقت نیست که از اشک ریختن
خیس و خسته شود؟

ای عزیزم ، ای زندگی ام ، ای عشقم ، اي نفسم ...

اگر من تمام وجودت می باشم ،

اگر مرا دوست میداری و عاشق منی ،

تنها یک چیز از تو
میخواهم که دوست دارم به آن عمل کنی و آن این است که دیگر
نبینم چشمهایت خیس و گریان باشند!

زندگی ارزش این همه اشک ریختن را ندارد ،

آن اشکهای پر از مهرت را درون چشمهای زیبایت نگه دار ،

بگذار این اشکها در چشمانت آرام بگیرند

عزیزم گریه نکن
چون من از گریه هایت به گریه خواهم افتاد !

وقتی اشکهایت را میبینم غم و غصه به سراغم می آید!

وقتی اشکهایت را میبینم حال و هوای غریبی به سراغم می آید !
وقتی اشکهایت را میبینم ،

از زندگی ام خسته می شوم!

وقتی اشک میریزی دنیا نیز ماتم میگیرد ،

پرندگان آوازی نمیخوانند ،

بغض آسمان گرفته می شود ،

هوا ابری می شود و پرستوهای عاشق
خسته از پرواز !

گریه نکن عزیزم

آرام باش عزیزم،

بگذار این اشکهای گذشته را از گونه های نازنینت پاک کنم ،

دستهایت رادر دستان من بگذار عزیزم،
سرت را بر روی شانه هایم بگذار عزیزم

و درد دلهایت را در گوشم زمزمه کن عزیزم

من می شنوم بگو درد دلت را عزیزم!
با گریه خودت را خالی نکن عزیزم چون بغض گلویم را می گیرد ،

با گفتن درددلت به من خودت را خالی کن تا دل من نیز خالی شود!
میدانم وقتی این متن مرا میخوانی اشک از چشمانت سرازیر می شود

آری پس برای آخرین بار نیز گریه کن چون این درد دلی بود که
من نیز با چشمان خیس نوشتم!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 12:53 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

یک نفر کافیست برای ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 3:3 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

باور کن عزیزم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 3:1 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  | 

دوست داشتن به 21 زبان مختلف دنیا....

 

English : I Love You
Persian : To ra doost daram
Italian : Ti amo
German : Ich liebe Dich
Turkish : Seni Seviyurum
French : Je t'aime
Greek : S'ayapo
Spanish : Te quiero
Hindi : Mai tumase pyre karati hun
Arabic : Ana Behibak
Iranian : Man doosat daram
Japanese : Kimi o ai shiteru
Yugoslavian : Ya te volim
Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida
Russian : Ya vas liubliu
Romanian : Te iu besc
Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak
Syrian/lebanese : Bhebbek
Swiss-German : Ch'ha di ga"rn
Swedish : Jag a"Iskar dig
Africans : Ek het jou li

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 11:36 PM  توسط ღ.: غزل جون :.ღ  |